♥TWILIGHT SAGA♥

گرگ و میش فقط یک فیلم و یه کتاب نیست ... گرگ و میش دنیاست

درود .. دوستای عزیزم آپ امروز زاجب به ماجرا های نارنیا ست

وقایع نگاری نارنیا شمال ۷ جلد کتاب هستش نوشته ی سی.اس.لویس ابتدا با کتاب شیر.کمد.جادوگر در سال 1950 آغاز شد و با کتاب آخرین نبرد در سال 1956 پایان یافت که به این ترتیب منتشر شدن :

1.شیر کمد جادوگر
2.شاهزاده کاسپین
3.کشتی سپیده پیما
4.صندلی نقره ای
5.اسب و آدمش
6.خواهر زاده ی جادوگر
7.آخرین نبرد
وفیلم ها هم به همین ترتیب دارن ساخته می شن اما در واقعااگر بخوان به ترتین کتاب ها ژیش برین به این صورت می شه :کتاب خواهر زاده ی جادوگر زودتر از بقیه اتفاق می افته و بعدش شیر کمد جادوگره و به ترتیب زیر :
3.اسب و آدمش(در واقع این کتاب بین وقایع کتاب شیر کمد جادوگر هست)
4.شاهزاده کاسپین
5.کشتی سپیده پیما
6.صندلیه نقره ای
7.آخرین نبرد

این کتاب ها واقعا محشر هستند .. وقتی این کتاب ها رو می خونی واقعا می ری توی دنیای نارنیا ...

من هم به ترتیب فیلم ها که دارن ساخته می شن(یعنی طبقه بندی اول)پیش می رم و وقایع نارنیا رو همراه با عکس براتون تعریف می کنم!(البته خلاصه)

 

۱.شیر. کمد. جادوگر :

در زمان جنگ جهانی دوم ۴ فرزند خانواده پیتسی به دلیل نا امنی در بریتانیا به خانه ی یک پرفسور می روند تاانجا در امان باشند.یک روز هنگام بازی کوچکترین عضو خانواده(لوسی) کمدی را پیدا می کند که به سرزمین نارنیا راه دارد.او به نارنیا می رود و بقیه ی خانوده هم به نارنیا راه پیدا می کنند و در وسط های راه می فهمند که ورودشان به نارنیا اتفاقی نبوده(بلکه اصلان قبلا ورود آن هارا پیش بینی کرده بوده).نارنیا تحت فرمانروایی اصلان است اما ملکه ی بدجنسی تخت پادشاهی اصلان را گرفته است و نمی گذارد که اصلان فرمانروایی کند.این جهار نفر(پیتر.سوزان.ادموند.لوسی)باید به اصلان کمک کنند تا سرزمین نارنیا آزاد شود.پسر سوم خانواده هم در اول راه اسیر جادوگر(ملکه برفی)می شود در آخر بعد از یک جنگ طولانی به رهبری پیتر ملکه ی برفی به دست اصلان کشته می شه اما روحش همیشه باقی می مونه توی نارنیا.پیتر و سوزان و ادموندولوسی هم در اخر شاه ها و ملکه های نارنیا می شوند!

این هم عکس های فیلمی که از نارنیا(شیر.کمد.جاروگر)ساخته اند.فیلم قشنگی هم بود.

 

خب حالا می ریم سرغ کتاب دوم یعنی شاهزاده کاسپین :

یک سال بعد پادشاها و ملکه های نارنیا خود را دوباره در قلمرو پیدا می کنند و متوجه می شوند که 1300 سال از زمان نارنیا گذشته است . در دوره غیبت آنها عصر طلایی نارنیا پایان یافته و این سرزمین به دست کسانی به نام Telmarine ها تسخیز شده و پادشاه شیطان صفت آنها یعنی میراز بر آنجا حکومت میکند . آن ها شاهزاد جوان یعنی کاسپین که جانشین برحق تاج و تخت است را پیدا می کنند.عموی او میراز ناحق بر تخت نشسته است. پادشاه ها و ملکه های نارنیا به کاسپین کمک می کنند تا حق خود تا بگیر و در اخر کاسپیت در زمان قیبت آنها پادشاه نارنیا می شود...نکته ی بسیار ناراحت کننده در این قسمت این است که پیتر و سوزان دیگر نمی توانند به نارنیا بیایند چون دیگر بزرگ شده اند.کاسپین هم عاشق سوزان شده است و بر خلاف میلشان آن ها از هم جدا می شوند.

 

 

سومین کتاب کشتی سپید پیما :

ادموند و لوسی را برای تعطیلات نزد پسرخاله‌ی بداخلاق‌شان اوستس می‌فرستند. اوستس، ادموند و لوسی را مسخره می‌کند.آخر بچه‌ها همیشه درباره‌ی یک سرزمین خیالی به نام نارنیا صحبت می‌کنند. در همین لحظه‌ تابلوی یک کشتی بر روی دیوار اتاق ،زنده می‌شود و هر سه کودک به درون تابلو، به درون نارنیا، به درون دریا، به درون کشتی سپیده پیما  رانده می‌شوند. کاسپین، در جستجوی هفت یار وفادار پدرش که در زمان حکومت عمویش میراز،  از کشور تبعید شده‌بودند، به راه افتاده‌است و سوگند خورده‌است که تا آن‌ها را پیدا نکند، به نارنیا برنگردد. برای همین، کشتی سپیده‌پیما را به آب انداخته‌ و عازم دریاهای دوردست  و‌ ناشناخته شده‌است؛ دریاهایی که کسی تا کنون چیزی از آن‌ها نشنیده‌. ادموند و لوسی و اوستس باید به کاسپین کمک کنند و خودشان نیز در این سفر با ماجراهای حیرت‌انگیزی روبه‌رو شوند و چیزهای بسیاری بیاموزند.در آخر هم موفق می شوند هفت سلاح و آن هفت تن راپیدا می کنند و دوباره به دنیای خود بر می گردندد.ولی در آخر هم لوسی و ادموند هم مانند سوزان و پیتر دیگر نمی توانند به دنیای نارنیا بازگردندد.

 

 

 

کتای چهارم صندلی نقره ای :

جیل‌ پولی" و "یوستس" به طور اتفاقی به دنیای "نارنیا" راه می‌یابند و از طرف "اسلان"، خالق دنیای نارنیا، ماموریت می‌یابند تا "ریلین"، پسر شاه کاسپین را بیابند و نزد پدرش بازگردانند. او مدتی پیش تحت افسون جادوگری، که خود را به شکل دختری زیباروی درآورده بود، ربوده شده است. اسلان برای انجام این ماموریت نشانه‌هایی را در اختیار جیل قرار می‌دهد. سرانجام جیل و یوستس به کمک موجودی، که شبیه به قورباغه‌ای قدبلند است و "ویگل باتلاقی" نام دارد به دنیای غول‌ها می‌روند، اما در آن‌جا درمی‌یابند که ریلین توسط جادوگر افسون و در دنیای زیرین، که در زیر دنیای نارنیا قرار دارد، محبوس شده است.پس از تلاش های بسیار در اخر موفق می شوند.

 

کتاب پنجم اسن و آدمش :

اين كتاب ، داستان ماجرايي است كه در نارنيا و كالورمن وسرزمينهاي بين آنها در روزگار طلاييي كه پيتر، شاه بزرگ نارنيا ، و برادر و دو خواهرش شاه و ملكه هاي تحت فرمان او بودند ، رخ داد . (دوستان متاسفانه اطلاعات کاملی از این کتاب پیدا نکردم و مثل قبلی ها هم نخوندمش که بتونم براتون تعریف کنم!البته یک وبلاگ پیدا کردم که خلاصه اش خیلی طولانی بود ولی اگه خواستید بریداینجا بخونید!)

 

کتاب ششم خواهرزاده ی جادوگر(که درواقع اولین کتاب هستش ولی نمی دونم چرا ششمین کتاب چاپ شده!؟!)

 

خواهرزاده ي جادوگر ، داستان دو دوست است كه جادوگري بدجنس آن ها را به جايي مي فرستد كه به دنياهاي موازي راه دارد . اما اين دو كودك ناخواسته ملكه اي شيطاني را از خواب بيدار مي كنند و او به دنياي ما راه مي يابد . وقايع طوري پيش مي رود كه دو كودك ، جادوگر و ملكه به همراه چند نفر ديگر به سرزميني مي رسند و در آنجا مي بينند كه شيري به نام اصلان در حال آفرينش دنيايي جديد است كه بعداً نامش را نارنيا مي گذارد ؛ ادامه ي داستان ، سرآغاز ماجراهاي نارنيا و جنگ ميان اصلان و ملكه ي شيطان است . وقايع اين كتاب در اصل پيش از شير، گنجه رخ مي دهد و بسياري از اسرار و تاريخ نامعلوم نارنيا در اين كتاب آشكار مي شود .

واقعا کتا زیبایی هستش!من که خودم کیف کردم وقتی خوندمش

آخرین کتاب آخرین نبرد :

در آخرین روزهای دنیای نارنیا میمونی پیر و سخنگو به نام "شیفت" که شباهت زیادی به انسان داشت، با الاغی به نام "پازل" دوست بود. او تسلط زیادی به پازل داشت و هرکاری را که دستور می‌داد پازل بدون فکر انجام می‌داد. روزی شیفت پازل را مجبور می‌کند که پوست شیری را به تنش کند و تظاهر کند که اسلان است. "تیرین"، آخرین شاه نارنیا، زمانی که با خبر شد اسلان در آن نزدیکی دیده شده است بسیار خوشحال شد، اما به وسیلۀ موجودی به نام "قنطورس" که نیمه انسان و نیمه اسب بود، باخبر گردید که اسلان در آن‌جا نیست، زیرا ستاره‌ها دارای ترکیب خوبی نبوده‌اند. شاه تیرین در حالی که مشغول نجات حیوانات و درختان از دست اذیت و آزار کالرمن‌ها، که به نام اسلان این اعمال را انجام می‌دادند، بود، به وسیلۀ آن‌ها دستگیر و گرفتار شد و او را نزد شیفت بردند و شیفت او را به درختی بست تا از گرسنگی بمیرد. شاه تیرین در حالت بی‌هوشی، خود را میان "لیدی مولی" و "لرد دیگوری" دید و درخواست کمک کرد. و بعد از اینکه بیدار شد "جیل" و "یوستس" را دید که به کمک وی آمده بودند.همونطور هم که از اسمش پیداست آخرین نبرد یعنی بعداز این نبرد نارنیا دیگر به آخر می رسد!
 
 
 
نارنیا واقعا فوق العاده ست ..درضمن برای دیدن عکس ها و خبر های تازه می تونید یه صفحه ی فیسبوک نارنیا(اولین صفحه ی فارسی نارنیا)Narnia که ماله خودم هم هست مراجعه کنید!(اگر روی عکس نارنیا که در زیر عنوان های وبلاگ هستش کلیک کنید به این صفحه می روید!)
هر وقت هم که آپ شدم به درخواست یکی از دوستاب یدونه عکس از بازیگرران نارنیا هم می ذارم!
بدرود!
 
نوشته شده در سه شنبه 20 اردیبهشت1390| ساعت 22:20| توسط Golsa|

درود ...

همین چند روز پیش صفحه ی هواداران کریستن و اشلی توی فیسبوک برای من عکس های زیادی فرستادن که الآنم ادم افتاد که براتون بذارمش!..کریس واقعا زیبا شده!لباسش هم فوق العادست همین طور هم آلیس خودمون(اشلی)

ببینید:

 

 

 

 

اینم اشلی .. عزیزم...مثل طاووس شده!

 

بدرود!

نوشته شده در شنبه 17 اردیبهشت1390| ساعت 23:14| توسط Golsa|

درود درود درود ...

خب دوستان می دونم که دیر کردم ولی کلی عکس از سپیدهدم اوردم!!!

ببینید:

اولین صبحانه ی بلا!

جیک بعد از دریافت کارت عروسی بلا و ادوارد ..عکس محشریه!

خانواده ی دنالی ..(برای کسانی که نمی دونن:این خانواده هم مثل کالن ها خون آشام هستنن ..واز نوع گیاهخوار!!!)

 

این والا نمی دونم برای کدوم صحنه هستش ولی خیلی قشنگه!

بلا و ادوارد در حال شطرنج بازی!

و آخرین عکس:

چون خیلی بزرگ بود برای دیدن عکس با کیفیت خوب اینجا کلیک کنید!

مرسی ...

منبع

 

تا آپ بعدی بدرود

 

نوشته شده در شنبه 17 اردیبهشت1390| ساعت 16:31| توسط Golsa|















قالب جدید وبلاگ پيچك دات نت